دو سوم،خصوصی

نوشتن ذهن انسان را مرتب می کند.قدرت و اراده نوشتن انسان را ازسایر موجودات جدا میسازد

دو سوم،خصوصی

نوشتن ذهن انسان را مرتب می کند.قدرت و اراده نوشتن انسان را ازسایر موجودات جدا میسازد

وقتی بعضی چیزارو نمیبینم

و انتخاب میکنم که نگاه نکنم
بیاد می اورم و بعد از خودم میپرسم حسم چیه؟!

و میگم شبیه اینکه به زخمت نگاه کنی و یاد دردت بیفتی
اما مطمئنی جای زخم هم خوب میشه مثل همیشه

 

به پشت سرت که نگاه نکنی.حس میکنی دور شدی خیلی دور

و همین حس خیلی چیزا رو تسکین میده

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

هوای اردیبهشتِ

ساعت چار و نیم عصر

 

صدای بارون میاد...

تو توی یک حیاط سر سبز دراز کشیدی روی یک تخت زیر سقف بالکن حیاط، دور تا دور درخت های بلندِ، باغچه پر سبزی خوردن

و بوته گوجه و بادمجون محلی..

صدای شاد گنجشکها میاد فقط

و بارون

توی خیالتم همه چی مرتب و اروم

از هیشکی ناراحت نیستی چون توقعی نداری

برا هرچی که احتیاج داری به هر حال راهی پیدا میکنی

حتی اگر قراره چیزی از وسایل خونه تو بفروشی پولشو جور کنی

یا کار کنی یا خودت سختیاشو بکشی

 

فقط آرامش رو به همه چی ترجیح میدی

 

 

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آرزو میکنم کاش قلمی داشتم برای نوشتن که میتونستم حال دوستانم را خوب کنم

 

کاش میتونستم منظورمو برسونم

 

فکر میکنم همه ما هرروز و به خصوص در زمان سفر بیشتر از قبل به فرصت زندگی و اندازه عمرمون فکر میکنیم

بعضی از ماها که تو شرایط حادثه قرار میگیریم خیلی راحت در لحظه انچه که باید رو میپذیریم

و برخی مقاومت میکنند اما در هر حال در زمان پایان چه بخواهیم چه نخواهیم

شرایط بودن ما عوض میشه

و هیچکسی نمیدونه کدوم یکی بهتره

چه بسا در عرفان و دین مرگ را شیرینتر از زندگی دانسته اند

 

ناباوری، بُهت و انکار در مورد حوادث و بلایا همیشه از اولین مراحل بوده ولی انسان عموما دارای ظرفیت صبر و عادت هست و با همه چیز با گذر زمان کنار میاد

 

از خدا میخوام به دل بیقرار همه انهایی که عزیزی از دست دادند قرار و ارامش بده 

و صبر

و حفظ کنه مهربانی و رحم و مروت رو در این روزها

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حالم خیلی بدِ خدایا

چه باید کرد؟

همه ش با سرنشینان اون هواپیما هم ذات پنداری میکنم

اولش حتما هواپیما تکون خورده و صدای مهیبی شنیدن و همه جیغ زدن و ترسیدن
بعدم خلبان چیزهایی گفته

همه ش و داد و گریه و ترس قلبشون اومده تو دهنشوون
تا بخواد بشینه رو زمین و نهایت منفجر بشه چه بر اونها گذشته

بجای تک تک اون بچه های کوچیک ...
بجای مادرها و اون زن حامله...

بجای همه مردهای سرزمینم...

و امیدها و ارزوها

 

اندوه خوردم و رنج بردم و ترسیدم و جا خوردمو گریه کردم و سکوت

خدیا ما همه از توییم و به تو برمیگردیم
اما گاهی شیوه غم و شیوه برگشتن بتو
برای انها که مانده اند بسیار غیرقابل باور
و سخت و سنگین
تنها سکوت و بُهت هست

خدایا ازت میخوام به قلب همه مردم ایران
نه همه خاورمیانه ارامش عطا کنی

خدای من، تنها تو را داریم و تنها از تو یاری میخواهیم
خدای من، با همه کوچکی ام از تو میخواهم با همه انچه که نیستم
و انچه که تویی
به مردم همه خاورمیانه از جمله مردم کشورم اگاهی بده
خودت به قلبشون و ذهنشون بنداز
دست از نفرت و نفرین بردارن
خدایا دل کوچیک مارو بزرگتر کن برای عشق

خدایا وجود و خاصیت مارا مهربانتر کن و از نفرت دورمان کن
خدایا عنایت کن دست همو بگیریم
خدایا برما نظر کن از انتقام بپرهیزیم

خدایا به دل ما بنداز که با بخشش اروم بگیریم
خدایا نظر کن به قلب همه ما تا وسیع، مهربان و بخشنده تر بشه

خدایا به همه خانواده های حوادث اخیر صبر و ارامش عطا فرما
خدایا مهربانی و رحم کردن به یکدیگر را بیش از پیش بر همه ما ارزانی بفرما
آمین